|
نیشکر
|
||
|
دور مجنون گذشت و نوبت ماست |
ای جالوت
فلسطین پر از داوود است
بدون زره و شمشیر
اما
با سنگهایی در مشت!
ستارگان را نیز از دست خواهی داد....
*********************
ای زیبا
خود را در عشق بیاب
نه در چاپلوسی آینه
*********************
بت تو در خاک فرو شکسته است
تا ثابت کند
که غبار خدا بزرگتر از بت توست....
........................................رابیند رانات تاگور.................................
آنهایی که سقفی بالای سر دارند از گریه آسمان خوشحالند؛
فقط بی خانمانها با گریستن آسمان بغض کرده اند........
پنجره را باز کن؛
هوا کمی سرد اما مطبوع و خواستنی ست؛
البته اگر درون خانه ات به اندازه ی کافی گرم باشد.............
و آنها که به اول می نگرند ایشان خاصترند، می گویند:چه حاجت است که به آخر نظر کنیم؟ چون گندم کشته اند در اول، جو نخواهد رستن در آخر؛ و آن را که جو کشته اند گندم نخواهد رستن.
و قومی دیگر خاصترند که نه به اول نظر می کنند و نه به آخر، و ایشان را اول و آخر یاد نمی آید؛ غرقند در حق.
و قومی دیگرند که ایشان غرقند در دنیا؛ به اول و آخر نمی نگرند از غایت غفلت؛ ایشان علف دوزخند.
(فیه ما فیه)
بزرگتر که شدیم خودکار به دست گرفتیم. نوشتن با خودکار خیلی راحت تر بود. پررنگ تر از مداد می نوشت.اما اشتباهات را نمی شد پاک کرد. دفترهایمان پر از خط خوردگی شده بود.....
کاش می شد زندگی را هم با مداد نوشت......
|
|